30
به هم نرسند
شاید
به یکجا می روند
اما :)
#علیرضا_روشن
به هم نرسند
شاید
به یکجا می روند
اما :)
#علیرضا_روشن
کوچک و غمگین نشود...
#صادق_هدایت
تنها نشستم رو یه نیمکت،دلم برای هیچکس تنگ نبود جز خودم.
شروع کردم به خوندن کتاب...
ولی دهن آشپزخونه به طرز وحشتناکی سرویس می شه از دستم!
هیچوقت جدی نمی گرفتم نه چیزی رو نه کسی رو
ولی الان دیگه نه...
یا عمر دیاب بشه یکی از خواننده های مورد علاقم!
+خوابم نمی یاد چرا :|
+این حجم از سر حالی در من چی می خواد :|
تکیه به پَهلوی کسی ست...
#امیرخسرو_دهلوی
گردن می گرفتم...
#رسول_ادهمی
قفل کردم رو آهنگ conversation with my self (گفتگو با خود)
+لعنتی آهنگ عجیبیه
روزی که من به سانِ دریایی خشکیدم
و تو
چون قایقی فرسوده بر خاک مانده...
#احمد_شاملو
+این دو تا کفترا که اومدن پشت پنجره اتاقم چه خوبن :)
تا اشاراتِ نظر نامه رسان من و توست
+سارا نائینی اینو چه خوب خونده،تقریبا هفدهمین باره که دارم پشت هم گوش میدم.
که حیرانم و تدبیری نیست...
#وحشی_بافقی
کشتن آن ست که با غیر سخن می گوید!
#شوقی
منِ سرگردان را...
#حافظ
+می دونم روزهای سخت تو راه هست،روزهایی که باید شبانه روز تلاش کنم.
نمی دونم کی هستی و الان کجایی فقط مواظب خودت باش :)
clear your heart
let it go :)
+گاهی اوقات فکر می کنم می تونستم یک روانشناس موفق بشم.اونجوری که من می تونم اطرافیانم رو آروم کنم صدتا دیازپام نمی تونن!
+من حتی واسه خودم هم نقش کلردیازپوکساید بازی می کنم:)
میدان آزادی کجا؟
کاش راه خانه ات این قدر طولانی نبود...!
#علیرضا_بدیع
+سخت در پی تغییر هستم،تغییر در باورها،نگرش و رفتارم
از وقتی به این خانه آمدیم یکی از سرگرمی هایم اینست که بروم پشت پنجره و دوردست ها،ارتفاعات سرخه حصار،خیابان رو به رویمان با ماشین های در حال رفت و آمد و یا آن مجتمع بزرگی که آنطرف چهارراه در حال ساخته شدن است را ببینم.چهارده روز از فروردین می گذرد،تهران به رنگ سبزآبی درآمده با کمی چاشنی خیس باران.هوای قشنگیست...
+ خدایا شکرت
غصه ی هر چیز خوریم
چون مست شویم
هرچه بادا بادا
#مولانا
+[سخت نگیریم]